رفت

رفت و بعد از رفتنش آن شب چه بارانی گرفت
بوته ی یاس کنار نرده ها جانی گرفت

خواستم باران که بند آمد بدنبالش روم
باد و باران بس نبود انگار، طوفانی گرفت

لحظه ای با شمعدانی ها مدارا کرد و رفت
از من بی دین و ایمان، دین و ایمانی گرفت

رفتنش درد بزرگی بود و پشتم را شکست
از دو چشم عاشقم اشک فراوانی گرفت

خسته و تنها رهایم کرد با رنج و عذاب
جان من را جان جانانم به آسانی گرفت

عاقبت هرگز نفهمیدم گناه من چه بود
از من نفرین شده امّا چه تاوانی گرفت...

دل رفت

دل رفت ؛ ولی بار دگر در به در آمد!!
عاشق نشدی ؛ قصه ما هم به سر آمد..

دیدار تو غم بود و نبودت ؛ غم دیگر!!
این درد نرفتست که درد دگر آمد....

خودکار به لب برده ای از عمق تفکر
خودکار به لب رفت ولی نیشکر آمد!!

با چشم ترم هر غزلم را به تو دادم....
هر بیت ترم در نظرت بی اثر آمد!!

صد میوه نوبر به تو بخشیدم و امروز
جای ثمرم بر کمرم ؛ این تبر آمد!!

با دیدن رخساره یکتا ی تو دل رفت
دل رفت ولی بار دگر ؛ در به در آمد!!

شال سیاه

 

برف میبارد و من چشم به راهت هستم
درپی آتشی از برق نگاهت هستم

قهوه و چایی و نسکافه مرا گرم نکرد
چون به دنبال همان شال سیاهت هستم

شب و تنهایی و سیگار ولی فندک نیست
من فقط منتظر شعله ی آهت هستم

میکشم نقش تورا با قلم خاطره ها
چون که تصویرگر صورت ماهت هستم

بغض و فریاد شدم بازمرا نشنیدی
مثل یک گمشده ای در ته چاهت هستم

عازم دورترین نقطه ی دنیا که شوی
باهمه فاصله ها پشت و پناهت هستم

 


زهرا اسماعیلی

خوشبختی

خوشبخت 

خوشبختی
لَم داده
بر روی
منحنیِ كوچكِ لبخندت...

ﻣﯿﻢ ﻣﺜـﻞ ﻣـــــــﺮﺩ...

پایین شهری

 

این پستم تقدیم به بعضی از پسرا !!!

ﭼﯿـﻪ؟؟؟؟
ﻓﮑــﺮ ﻣﯿﮑــنۍ ﺧﺴــــﺘـــﻪ ﻧــﺸـﺪڹ؟
ﻫﻤﯿﺸـــﻪ ﺑﻪ ﯾـﻪ ﺗﯿﮑــﻪ ﺁﻫـــﻦ ﻓـــﺮﻭﺧـﺘـــﻪ ﺷـــﺪﻥ
ﻭﻗﺘـﯽ ﭘﻮﻟﯽ ﺗﻮ ﺟﯿﺒﺸﻮﻥ ﻧﺒــﻮﺩ محل هم بهشون ﻧـﺬﺍﺷــﺘـــــڹ ...
ﺍﺯ ﺑــﯽ ﮐـﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺑـﯽ ﭘـﻮﻟـــﯽ ﺗــﻔﺮﯾـﺤـﺸــــﻮﻥ ﯾـﻪ ﺩﻭﻧــﻪﺳﯿــﮕـﺎﺭﻩ ﻭ ﮔـﺎﻫــﯽ ﻣـﺸـــﺮﻭﺏ ﺍﻭﻧـﻢ ﺑﺎ ﺗـﺮﺱ ﻭ ﻟـﺮﺯ ...
ﺭﻭ ﻫـﺮﮐــﯽ ﺩﺳــت ﮔـــﺬﺍﺷـﺘــﻦ ﯾـﺎ ﯾـﻪ ﺑﭽـــﻪ ﻣﺎﯾـﻪ ﺩﺍﺭ اﺯﺵ ﮔــﺮﻓـﺘــﻨــﺶ
ﯾﺎ ﯾﮑــﯽ ﺍﻭﻣــﺪ ﺍﺯ ﮔـــﺬﺷــﺘــﻪ ﯼ ننگیڹ ﻃــﺮف وﺍﺳـــﺸـــﻮﻥ ﺗـــﻌﺮﯾـف ﮐـــﺮﺩ ...
ﺑـﺨـــﺪﺍ ﺑﺪﺟــﻮﺭ ﮐـﻢ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺍﻣــﺎ ﻏـــﺮﻭﺭ ﻣــﺮﺩﻭﻧـﺸـونﺑﻬﺸـــﻮﻥ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﻤـﯿﺪﻩ ﺑﯿﺎﻥ ﺟﺎﺭ ﺑـﺰﻧــﻦ
همیشه هم آدم بده میشن!! ﮔـﺎﻫــﯽ ﺑﺎﯾــﺪ ﮔـــﻔت : ﻣﯿﻢ ﻣﺜـﻞ ﻣـــــــﺮﺩ...

*****

 

 

 پول نداری عاشق نشو

 

 

*****

 

 

بچه فقیر را هوس عشق خطاست

 

دلم

 

دلم کسی را می خواهد؛

که هر شب به من بگوید : دوستت دارم ؛

و هر روز آنرا ثابت کند ...!

یارمن

یارمن خوشبوشدی بوی زلیخا میدهی
یک اشاره سوی من باچشم شهلا میدهی

گفته بودی من بمیرم، هرچه میخواهی بگو
من میمیرم پیش پات یک بوسه حالا میدهی

عاشق خونین جگر محوتماشای تو شد
گل سرخی ازلبت برمن شیدا میدهی

من که بیمارتوام رخسارزردم را ببین
بهربیماری دل یکشب مداوا میدهی

درتب عشق توسوختم مثل یک پروانه ای
خال لبهایت به من از بهر سودا میدهی

سایه سروقدت افتاده بریاس وسمن
برسرم یک سایه ازان قدرعنا میدهی

خوش خرامان میروی ازپیش صالح سنگدل
وقت رفتن بوسه ای برمن رسوا میدهی

عاشقی

عاشقی این است اگر، از عشق سیرم کرده ای
بلبلی سردرگریبان، گوشه گیرم کرده ای

غنچه ی دلدادگی را در دلم پرپر مکن
مهربانی کن اگر حتی اسیرم کرده ای

صورت پژمرده ام بر درد عشقت شد گواه
لااقل اندازه ی یک قرن پیرم کرده ای

نذر کردم، هرکه هرجا گفت حاجت می دهد
تا که یارم باشی ازبس ناگزیرم کرده ای

عاشق من گر نبودی، جرم من را خود بگو!
دل چرا بردی؟ چرا پس دستگیرم کرده ای؟

باغ جان را از نسیم شوق دیدارت چه سود
گر بیایی در برم، وقتی کویرم کرده ای


الهام حق مرادخان

جز تو

جز تو

از شعر
 و استعاره و تشبیه برتری
با هیچ کس جز تو ،
نسنجیده ام تو را

قیصر ﺍﻣﯿﻦ ﭘﻮﺭ

خوشبختی یعنی

خئشبختی یعنی

خوشبختی یعنی
در خاطر کسی ماندگاری
که لحظه های نبودنت را
با تمام
دنیا معامله نمیکند...

 

من بمیرم


من بمیرم که تو را رنجِ مضاعف دادم
عذرِ تقصیر، عزیزم! به خطا افتادم!

من بمیرم که کمی اشک به چشمت آمد
از همان روز، غمینم، به خدا ناشادم!

گفته بودم که گُلم محرم و نامحرم هست
«زُلف بر باد مَده تا ندهی بر بادم»!

گفته بودم که بسی ناز، فزون‌تر داری
«ناز بنیاد مَکُن تا نَکنی بنیادم»!

من نگفتم که تو حوّایِ منی، حسّاسم
غیرتم ارثِ عزیزی‌ست زِ جدّم آدم؟!

آمدی تا که اسیرم بُکنی با غمزه
من از آن‌روز که عاشق شده‌ام، آزادم!

مو...

شعر

شعر را کوتاه
دوست دارم
موهای تورا بلند..

 

چشمان توست

 

آسمان آبی عرفان من چشمان توست
اختر تابنده ی کیهان من چشمان توست

در حضور چشمهایت عشق معنا میشود
اولین درس دبیرستان من چشمان توست

در بیابانی که خورشیدش قیامت می کند
سایبان ظهر تابستان من چشمان توست

در غزل وقتی که از آیینه صحبت می شود
بی گمان انگیزه ی پنهان من چشمان توست

من پر از هیچم پر از کفرم پر از شرکم ولی
نقطه های روشن ایمان من چشمان توست

باز می پرسی که دردت چیست؟بنشین گوش کن
درد من ،این درد بی درمان من چشمان توست

 

دو چشم نرگست

 

دو چشم نرگست ، بتخانه دارد
 هزاران شاعر دیوانه دارد

 نمیدانم نگارم .... کفر گفتم؟
 خدا در چشم تو میخانه دارد

پریشان کن طناب زلف هایت
دلم امشب خیال شانه دارد

نه تنها عارف چشم تو حافظ
 که سعدی هم دلی دیوانه دارد

 زبان تو به مولانا شبیه است
 که او هم بر لبانت خانه دارد

 به نام چشمهایت تازه کردیم
 دلی را که بتی مستانه دارد

 به روی سینه های یاس گونت
 دل شهری سر پروانه دارد

 همآغوش تو امشب شاعری که
 غزلهایش غمی جانانه دارد..

 

معجزه

معجزه

 

اگرچه
اسم شناسنامه‌ای‌ ات
چیز دیگری است
بگذار من
"معجزه"
صدایت بزنم

 

NO KHAS

 

هر زنی...

هرزنی

هر زنی...
برای لبخند زدن درآینه
باید مردی را داشته باشد که:
با شانه‌ انگشت هایش
گره دلتنگی موهای بلند زن را باز کند
و بگوید:
هرجور که باشی،
زیبایی...

هر روز

هر روز

هر روز
بیشتر از دیروز دوستت دارم
گویی در قلبم
بہ روز رسانی مے شوی

سفر

مولانا

گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن
گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برم
اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم
اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم...

مولانا

لحظه های دیدنت

رویای بوسیدنت

صد هزاران جان فدای
لحظه های دیدنت

غنچه ی طبعم شکوفا
گشته از خندیدنت

مستي و ديوانگي هم
عالمي دارد عزيز

سرخوش از آن لحظه
رویایی بوسیدنت

بانو

باز باران زده و دل نگرانم بانو
می برد خاطره ات در خفقانم، بانو

باد و باران و دلِ ابری و یک صورتِ تر
می زند با غزلی شعله به جانم، بانو

من همان قصّه فروشِ لبِ شیرین بودم
به خدا این "من دیوانه" همانم، بانو

شاعری عاشق و دیوانه اگر یادت هست
عاشق پاپتی دخترِ خانم، بانو

رفتی و رفتنت آتش به دل من زد و بعد
همه جا حرف تو شد ورد زبانم، بانو

مانده ام پای همه خاطره ها چشم براه
تو بگو تا بروم یا که بمانم بانو؟!

یک صدا... یک کلمه... آه بگو... داد بکش
ساکتی! ... حرف بزن تا که بدانم بانو

من که دلتنگم و پاییز، خودم می دانم
برگِ در ولولۀ دست خزانم، بانو

لابه لای غزلم با تو گرفتار منم
می روم با دل پر، از تو بخوانم بانو

دَر شَب تاریک رفتی

دَر شَب تاریک رفتی ، دَست تو فانوس بود
هرصِدای گامِ تو، در گوشِ من  ناقوس بود

دل بُریدی از من ودستَت ز دستانَم رَهید
همچُو طِفلی این دِلم با مادَرش ماَنوس بود

رَسم در راهِ رفاقت این چنین هم نیست ..کاش
عاشقی کردن تو را هَم ، هَمچو من قاموس بود

خوابها من را گرفتار خیالت کَرده اند
این حقیقت کاشکی در حّد یک کابوس بود

شاعران در بَزمِ شان گُفتند: کبوتر رفتنیست
راست می گویند ولیکن مُرغ مَن طاووس بود


مهدی آشتیانی

آرامش من...

آرامش من

آرامش من...
با تو فقط حالم نه !

خوابم ،
نفسم ،
لحن صدایم خوبست...

مهیا غلامی

نخند

نخند

میگویم نخند...
شیرینی اش میکشد مرا


نامرد بود

 

واژه ایِ  بهتر  ندارم  واقعا  نامرد بود
عشق را باور ندارم چون برایم درد بود

از  بیانش  عذر  میخواهد قلم از دفترم
اهل دل دادن نبود و هرزه ای ولگرد بود

رنگ بهتر من ندارم تا که توصیفش کند
شک نکن رنگ جدایی,رنگ پست زرد بود

سعی کردم  تا  به  آیین  وفا گرمش کنم
او  ولی  باور نمیکرد  و  فقط دلسرد بود

آمد و رفت و خرابم کرد و تنهایم گذاشت
مثل طوفان می وزیده و آنچه او میکرد بود

من دلم دیگر نمیخواهد که تصویرش کنم
واژه ایِ  بهتر  ندارم   واقعا   نامرد  بود

پیراهن آبی

پیراهن ابی

پیراهن آبی‌اش را که پوشید
مطمئن شدم که بر خلاف همه،
آسمانِ من،
می‌تواند مردانه روی زمین قدم بردارد ...

دستانم

دستانم

سکسکه ام گرفته بود،
گفتم مرا بترسان!
دستانم را رها کرد؛
نفسم بند آمد…

هوای سرد تنهایی

هوای سرد تنهایی

هوای سرد تنهایی
فقط یک کوچ می‌خواهد!
مرا از این همه سرما
ببر قشلاق آغوشت..

فرامرز عرب عامری

دلتنگی هایم

شب

شاید حوالی یک شب...!؟
یک نفر بیاید
که رفتنش دلیل
تمام دلتنگی هایم بود...

متفاوت

متفاوت

+اون متفاوته
واسه همينه كه من دوسش دارم -.-

 

نذر

تو

تو
خواستنی باش
من به خواستنت
توانستن ها نذر کرده ام ...

شعر

شعر

تو فقط
یک « دوستت دارم » بگو
تا به سعدی و حافظ بگویم
شعر یعنی چه ...

محتاجم

محتاجم


محتاجم

محتاج یک فنجان چای

که پهلویش تو باشی

زمستان

زمستان

برای دست گرمت را گرفتن
فرصت خوبی‌ست
از این رو دوست دارم
سردی فصل زمستان را!

بهمن_صباغ_زاده

این زمستان که بیاید؛

این زمستان که بیاید

این زمستان که بیاید؛

با بویِ عطرِ شالگردن
و بغضِ نبودنت
باید به سر شود
امّا
عاقبت
یک روز
سرمایِ نبودنت،

مرا خواهد کشت...

آوار

آوار

آوار
اگر تویی

خرابت هستم...

دوست داشتنت

دوست داشتنت

می نویـــسم

برای " تـــــو " که بخــوانی

که بـدانی

دوست داشتنت برای من بی انتهاست

خیانت

خیانت

خیانت کرده است و میگوید➢
 
کو نشانم بده اخه لعنتی➢

 مگر جای بوسه میماند➢

نامرد

نامرد

میدونی نامرد کیه؟

 

-کیه؟

+اونیه که میدونه اگه بیاد پیشتـ  ... باهات حرف بزنه ...

 حالتـ خوب میشه اما نمیاد :)!

تو را

تورا

تو را آرزو نخواهم کرد

هیچ وقت

تو را لحظه ای خواهم پذیرفت

که با دل خود بیایی

نه با آرزوی من ......

رفتنِ

رفتن کسی

رفتنِ کسی، نبودنِ کسی
مانند قطع شدنِ دست است...
مشکل نداشتنِ دست نیست
مشکل یادآوری روزهاییست
که دست داشته ای،
مشکل این است که اکنون
به کمترین نشانی از آن راضی هستی...

سخته

سخته بخوای نبودن ؛

کسی رو باور کنی که ؛

میتونست باشه اما نخواست …

خوشش بیاد خودش میاد

👈قانون  1👉
  هیچوقت نزار بفهمه چقدر
دوسش داری👆
.
👈قانون  2👉
هیچوقت واسه محبت
گدایی نکن.✌😒
.
.👈 قانون  3👉
کسی که دوستت داره
خودش می مونه
⛔️التماس ممنوع⛔️
.👈قانون  4👉
همیشه حتی اگه میدونی
از دستش میدی
✔️راستشو بگو✔️
.👈قانون  5👉
💠وقتی دلبر داری
بایداز بقیه
دل بر داری 💠
👈قانون  6👉
🚫منت کشی ممنوع🚫
↩️خوشش بیاد خودش میاد↪️

تلخیه الکل

 تلخیه الکل

تلخیه الکل رو به جون میخرم

فقط بخاطر اینکه موقع خوردنش بگم

میزنم به سلامتیه کسی که

هیچوقت نفهمید چقدر

دوسش دارم

غريب

هرکس

هركس كه غريب است خريدار ندارد...

سرگشته و تنهاست دگر يار ندارد...

دانى كه چرا نيست زما نام و نشانى؟

چون هیچكس با زمين خورده دگر کار ندارد...!!!

 

تو

تـــو

اسمم به نام تو،

عشقم به ياد تو،

جسمم براي تو،

جانم فداي تو،

روحم كنار تو

اما زندگيم مال خودم چون زندگيم تويي

کاش

کاش

 

کاش یه بار دیگه بزنه

is typing

حتی اگه فحش باشه


خاکستر

دلی را

جلوتر نيا!

خاکستر مي شوي. اينجا دلي را سوزانده اند

 

دیگر ‫

دل به کسی

 

دیگر ‫

‏دل‬ به کسی

نخواهم ‫‏بست‬

 

مـــــٍِـٍـٍٍـٍـٍٍٍٍٍٍٍٍـٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍـٍـٍـٍـــادرت

مادر

داداشــــٓٓـٰٓـٓـٓـــم بـجاے حـساس بـودن روے نـــــٍِـٍـٍٍـٍـٍٍٍٍٍٍٍٍـٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍـٍـٍـٍـــگاه

 

دوســــٍِـٍـٍٍـٍـٍٍٍٍٍٍٍٍـٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍـٍـٍـٍـــت⇙دخـــــٍِـٍـٍٍـٍـٍٍٍٍٍٍٍٍـٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍـٍـٍـٍـــترت⇘

 

حـساس بــــٍِـٍـٍٍـٍـٍٍٍٍٍٍٍٍـٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍـٍـٍـٍــــاش

 

روے پیـشـونے چـروک شــــٍِـٍـٍٍـٍـٍٍٍٍٍٍٍٍـٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍـٍـٍـٍــــده ⇠⇖مـــــٍِـٍـٍٍـٍـٍٍٍٍٍٍٍٍـٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍـٍـٍـٍـــادرت

 

سرقبرم

سرقبرم

اگر روزی سرقبرم آمدی

صدایت نشنیدم

مرا ببخش چون

در انتظارت خاک شدم

ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ

ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ
ﻣﺮﺩﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ : ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ ﺑﺪ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ
ﺍﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎﺷﺪ
ﺧﻮﺑﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺑﺪﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﺎﺩﯾﯿﺪﻩ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﮐﺎﻣﻞ ﻧﯿﺴﺖ
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻫﯿﭻ ﺩﺭﯼ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺑﻨﺪﺩ ﻣﮕﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﺪ
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺍﺟﺎﺯه ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﺪﻫﺪ
ﺩﻟﯿﻠﯽ ﺩﺍﺭﺩ
ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﻣﺎ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺘﻮﺍﻧﯿﻢ ﺣﮑﻤﺘﺶ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻨﯿﻢ
ﺍﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﻭ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻨﯿﻢ.
ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﻤﺎ ﺗﻌﻠﻖ ﺩﺍﺭﺩ
ﻭ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻨﯿﺪﻭ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺎﺷﺪ
ﺑﻤﺎﻧﺪ،
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ،
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺗﻮﺍﻧﻤﻨﺪ ﺕ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯿﺪﻫﻢ
ﻭ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺗﻮﮐﻞ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﮐﻪ ﭼﺮﺍﻍ ﻭ ﻫﺪﺍﯾﺘﮕﺮ ﺭﺍﻫﻢ ﺑﺎﺷﯽ. .....

سپردم

سپردمم

 

سپردم تورو دست اونکه فقط داره

 
ادعا میکنه عاشقه ...
 
 

بـاران

مـی گـویـنـد بـاران کـه بـبـارد

بـوی ِ خـاک بـلـنـد مـی شـود . .

پـس چـرا ایـنـجـا

بـاران کـه مـی بـارد

عـطـر خـاطـ ـره هـا مـی پـیـچـد ؟ . . .

فراموش شدگان

فراموش

حکایت جالبیست!!!

فراموش شدگان

هرگز فراموش کنندگان

را فراموش نمیکنند.

آرزویــم

خودم

 

خودم را در تــــو میبـینـم تمـــام آرزویــم باش

نمازعشق که می خوانـــم توآداب وضویم باش

عجب شیرین زبانم مــن زمانی ازتو می گویم

بیا ای عشق رویـــایی تــمام گـفتـگـویـــم باش

نمی خواهم که درقلبم بجز تـــوخــاطری باشد

مــــرا لـبـریـزاز خــودکــن تمام آبــرویم باش

نمی خـواهم نفس های سراسرخالی از عشقت

بــــرای زندگی کــردن نفس های گــلویم باش

 

مداد سفید

دلم برای مداد سفید میسوزد.....!!!!‌
ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻡ ﺁﺧﺮ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡ
ﮐﺎﺭﺑﺮﺩ ﻣﺪﺍﺩ ﺳﻔﯿﺪ در ﺟﻌﺒﻪ ﻣﺪﺍﺩ ﺭﻧﮕﯽ
چه ﺑﻮﺩ؟
ﺷﺎﯾﺪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ !!
ﻣﺜﻞ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺁﺩمها ....
ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺭﻧﮓ ﻧﺪﺍﺭند ﻭ ﺧﺎلصند...

خیالت

خیالت

خیالت همیشه هست

ولی امروز خودت را میخواهم

نه خیالت را

هيچ وقت

هیچ وقت

هيچ وقت رهايم نكن

حتا اگر از من متنفر شدي

فقط آتشم بزن تا هميشه مثل شمع برايت بسوزم

 

NO KHAS

 

سلامتی

سلامتی

سلامتی اون مردی که

نامردی های زمونه نامردش نکرد

تپش

تپش قلبم


چگونه بفرستم تپش هاي " قلبم " را براي " تو"

تا باور كني از ياد بُردنت ...................

كار من نيست .